فریاد آزادی

زیباترین مستند جهان زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 22 بهمن ماه سال 1386
گفتار

نگاه وگزارشی کوتاه از راهپیمائی 22 بهمن در تهران        (( الف – بیقرار))

معمولا"برای اینکه بتوانم مشروعیت ومقبولیت رژیم درنزد عامه مردم را مورد ارزیابی قرار بدهم، سعی کرده ام تا برخلاف تمامی گرفتاریهای شخصی وخانوادگی، وانزجاری که ازعملکرد ومحتوای این رژیم دارم درمراسمی از جنس راهپیمائیها، علل الخصوص راهپیمائی هائی از نوع 22 بهمن که برای رژیم دارای اهمیت استراتژیکی است، ومعمولا"از مدتها قبل برای برگزاری بگفته خودشان هرچه با شکوه تربرگزارشدنش اقدام میکنند حضور یابم تا از نزدیک شاهد حضور مردم (( حقیقی – یا ساختگی بودنش))  باشم. بهمین دلیل وبا توجه به توضیح مختصری که دادم، این بار نیزصبح ساعت 9 صبح از خانه بیرون زدم تا باتفاق دو تن دیگر ازهمرزمان وفعالین مسئله راهپیمائی شکوهمند 22 بهمن رژیم را از نزدیک شاهد باشیم.

مسیرهای منتهی به خیابان شاهرضا، (( انقلاب فعلی)) از میدان فردوسی بسمت غرب، وکلیه مبادی های ورودی به خیابان آزادی رایا بسته بودند ویا با مقررات ویژه تردد مواجه بود. ناچارا"اتومبیل را در یکی از خیابانهای فرعی قره نی ((  فیشرآباد سابق)) پارک کردیم وراهی مسیراصلی یعنی خیابان انقلاب شدیم. درهمیجا باید بگویم ازآن جمعیتی که معمولا"صدا وسیمای دروغگو ومشوش جمهوری اسلامی تحویل مردم وبینندگان وشنوندگان خود میدهد ابدا"خبری نبود. چرا که اگر چنین باشد، یکی از نقاط بسیار مهم این مسیرها همین میدان فردوسی بسمت دانشگاه تهران ومیدان آزادی است. کاملا" مشخص بود که گروهای اعزامی به این راهپیمائی در تشکلهای کارمندی و کارگری آنهم با چهرها وظواهری کاملا" قابل تشخیص، ودانش آموزی سازماندهی شده بود که بصورت کوپه ای و سازمان یافته از خیابانهای فرعی و منتهی به خیابان اصلی (( یعنی انقلاب و آزادی)) وارد شده وبسمت میدان آزادی روانه میشدند.

در طول مسیری که درحرکت بودیم ((حدفاصل بین میدان فردوسی تا میدان انقلاب)) بخوبی میشد دریافت که عده شرکت کنندگان دراین مراسم نخ نما شده وبی رنگ عمدتا" شاگردان مدارس،  وبخش دیگرنیزاز خانواده پاسداران وشهدا وبسیجیان هستند که درخیابان فخررازی و 12 فروردین و... با اتوبوس آورده شده بودند واز آنجا راهی عرصه راهپیمائی میشدند. باجرات میتوان گفت که بیش از 90 درصد شرکت کنندگان دراین راهپیمائی را شاگردان مدارس تهران وشهرهای حاشیه ای چون اسلامشهر ورباط کریم وچه و چه تشکیل میدادند. ما ناچار بودیم که برای صحت فهم خودمان گاها" سئوالاتی را نیز با شرکت کنندگان داشته باشیم. شخصا"درچند مرحله با ترفندی معلم مابانه به شاگردان نزدیک میشدم و آزآنها میپرسیدم که از کجا آمدید. میگفتند از فلان مدرسه یا فلان دبیرستان. و بعنوان کسیکه در وزارت آموزش و پرورش دارای موقعیتی باشد، خطاب به آنها میگفتم که آیامدیرتان گفته است که اگرشرکت نکنید چه میشود واگر شرکت کنید چه خواهد شد؟ پاسخ شنیدنی بود. هرکس شرکت کند نمره ورزش و دروس دینی رانمره خوب خواهد گرفت، واگر روشن شود که کسی نیامده حتما"با نمره مردودی مواجه خواهد شد. البته این موضوع یعنی نمره مردودی را آنها بر زبان نمیاوردند، ولی میشد دربیان نظراتشان چنین تهدیدی رابروشنی استنباط نمود.

آری راهپیمائی شکوهمند 22 بهمن امسال را تجمعی 90 درصدی واجباری از جوانان ونوجوانان محصل برآورد نمود. ایم مسئله ازآن جهت باید مورد توجه قراربگیرد که حتی مشروعیت نظام اسلامی دیگر دربین قاطبه کارکنان و کارمندان و کارگران ومعلمان وغیرو هم که درسنوات گذشته بهردلیلی حضورشان پررنگترمینمود امسال چهره و جلوه ای کاملا"بی رنگ داشت وبهمین دلیل هم در طول مسیر بر خلاف سالیان گذشته از تعبیه صدها دوربین درجای جای خیابان انقلاب تا میدان آزادی چیزی بچشم نمیخورد واز ایستگاههای صلواتی چای  وشربت وشیرینی هم بصورت گذشته خبری نبود مهمتر اینکه از مجریان متملق و خود فروخته وچاپلوس هم چون سالیان گذشته خبری نبود وآن خیمه شب بازیهای آن مردکان و زنکان چیزی بچشم نمیخورد که این موضوع برای ما بسیار درخور تامل مینمود.

شاید که نه ،، حتما" چنین خواهد بود که امشب صدا وسیمای جمهوری اسلامی با ادیت کردن و بازسازی مشتی فیلم از راهپیمائیهای سالیان پیش بهمراه مشتی تصاویر ساختگی و دروغین را تحویل بینندگان خود بدهند که حکایت از موج حضورمردم در راهپیمائی امروز باشد. اما باید بگویم، وشاید خبرنگاران داخلی و خارجی باشرفی که دراین مراسم بودند و بسیاری از صحنه ها را بتصویر کشیدند نیز اذعان نمایند که: با تمامی ترفندها وحقه بازیها وامکاناتی که رژیم برای این راهپیمائی، وتمامی وعده ووعید هائی که داده بود بجز یک مشت بچه های دبستانی و دبیرستانی، و مشتی از ماموران بنیادهای ونهادهای مختلف رژیم وبخشی از خانواده شهدا وپاسداران وبسیجیان، ((آنهم باز نه همه)) هیچ جلوه ای قابل توجهی از حضور مرد م وشهروندان تهرانی بچشم نمیخورد، واین رویگردانی بزرگ مردم از حکومت اسلامی راباید بفال نیک  گرفته و بر آن ارج بنهیم.

 

                             ایران – تهران         22/ بهمن / 1386


یکشنبه 21 بهمن ماه سال 1386
گفتار

نظری بر یک خبر.  رشیدی مطلق، از زبان یک اطلاعاتی !!                (( الف – بیقرار))

در این روزها که بنام دهه فجر نامگذاری شده ومردم آنرا دهه زجر وبدبختی مینامند سلسله مطالب ومقالات ومصاحبه هائی در نشریات وسایتهای خبری صورت میپذیرد که بعضا"مملو از تملق وچاپیوسی ، وبعضی روشنگروشنیدنی وافشاگرانه است. البته اگرگویندگان در گفتارشان صادق باشند، ورعایت عدالت وامانت را بنمایند. ازاین گفتگوها، گفتگوئی است که خبرگزاری فارس با شخصی بنام آقای میرزا آقاسی است که خودراازسردبیران دوران قبل ازانقلاب در روزنامه اطلاعات معرفی کرده است.

آقای سیاوش میرزا آقاسی روزنامه نگاری که بگفته خود مدت چهل سال است ازاین راه ارتزاق کرده، ولابد حالاهم صاحب مال و منال، وجلال وجبروتی شده است، آنطور که ازمتن ومضمون گفتگو برمیاید هم اکنون نیزباید در این روزنامه مشغول قلم زدن ، یا ازمدیران ارشد این روزنامه باشد. اینکه آنچه ایشان در مورد حال وروز روزنا مه ها وروزنامه نگاری درآن دوران گفته تماما"منطبق با واقعیت باشدجای تردید دارد. البته اینکه درآنزمان دولتهای وقت دستی ونظارتی درانتشاراخبار و روزنامه ها داشته ودرجهاتی نیزمصلحت اقتضا میکرده تا اخباربرابر میل بخشهائی از قدرت حاکمه باشد نمیتواند حرفی بدوراز واقعیت باشد، چرا که ما قدیمی ترها بیاد داریم درهمان روزهای پرآشوب انقلاب، خصوصا زمانیکه تحرکات انقلابیون بهر دلیلی روز بروز دامنه دارتر وفراگیرتر میشد، روزی شخص پادشاه فقید طی سخنانی کوتاه ازرادیوکه حالا مشخص شده متن آن توسط (( دکترسید حسن نصر)) رئیس دفتر ملکه و یکی از طرفداران پروپاقرص وپنهان روح الله خمینی و پدرگرانقدر دکترولی نصر ازلابیست های جمهوری اسلامی دربازیهای سیاسی سه دهه گذشته بوده اند، تهیه گردیده بود، با صراحت اعلام نمودند که اشتباهاتی رخ داده، صدای انقلاب شما را شنیدم، واگرفرصتی داده شود جبران خواهد شد. متاسفانه چنان نشد وچون شعارجیگزین شعورشده بود ومردم همه چیز را دروجود آیت الله خمینی جسنجو میکردند، نه سخنان پادشاه شنیده شد ونه سخنان زنده یاد دکترشاپوربختیار.

اینکه چه شد رامیتوان درمتون تاریخی که خوشبختانه کم هم نیست، وعمدتا" بدست وقلم راهبران ومنادیان اسلام وانقلاب اسلامی، وافراد دخیل درآن شورش نوشته شده پیدا کرد ومطالعه نمود. اما اینکه آقا آقاسی بعنوان یکی از مسئولین ارشد وسردبیران آنروزی روزنامه اطلاعات بوده اند تا حدودی میتوان حرف وسخن ایشان را با رعایت همان شرط اول که بدان اشاره شد یعنی صداقت درگفتار مورد توجه قرار داد. ایشان دراین گفتگو با صراحت اعلام میدارد که مقاله منتسب به ((رشیدی مطلق)) که بسیاری آنراجرقه اصلی برای شعله ور شدن یک فاجعه ملی ارزیابی میکنند، بقلم داریوش همایون بود ه که درآنزمان وزیر اطلاعات بوده اند.  درواقع بیان این مطلب میتواند یک گوشه پنهان ازماجراها را برای ما روشن نموده وپرده دیگری از ابهامات را بکناری بزند، وکتمان های مداوم آقای داریوش همایون راروشن بی اثر نماید. آنچه مسلم است اینکه29 سال ازبروز آن رخداد ویرانگر که همه چیزاین ملت را ازمیان برد ه وشالوده های انسانی  واخلاقی  و... را درمعرض نابودی کامل قرار داده سپری شده و ذکرمصیبت درایت باره امربیهوده ایست. چرا کهبا ذکرمصیبت وچکنم چکنم هیچ چیز عوض نخواهد شد، وقطره ای از آب رفته بجوی بازنخواهد گشت. اما درچنین بزنگاهی که شاهد از غیب میرسد واین چنین صریح اعلام میدارد که رشیدی مطلق همین داریوش همایون فعلی، و وزیر اطلاعات وقت بوده، تبعا"این بهانه ازدست همایون وهمایونهای نوعی گرفته میشود تا حداقل درشرایط کنونی خودشان را ازصحنه مبارزات ملی ایران وایرانیان بستوه آمده ودرحال انفجار کنار بکشند، واگرهم آنطورکه مدعی شده اند والحق هم درعملکرد چنین بوده،  تصمیم دارند تا درشرایطی ویژه خودرادرکنار رژیم جمهوری اسلامی قراربدهند، از نقش اپوزیسیون نمائی کاذب دست بردارند واز چوب لای چرخ گذاشتن مبارزات مردم ایران برحذر بمانند. نکته قابل توجه دراینست که چنین اعتراف وافشا گری بی پرده ای از سوی کسی مطرح میشود که لابد برای اثبات افشاگریهای خود دلائل متقن وادله محکمی در دست دارد که امیدواریم در اسرع وقت آنرا با ذکرماخذ درمعرض دید وقضاوت افکارعمومی خاصه ایرانیان قراردهد..

پرسش بزرگ از میرزا آقاسی

این قلم بدست خطاب به آقای سیاوش میرزا آقاسی که گویا هنوزهم درروزنامه اطلاعات مشغول خدمت ودارای مسئولیت است واحتمالا"بلحاظ دوران خدمت باید درزمره مدیران طراز اول این روزنامه باشد، با انگیزه ونگرشی بسیارخوشبینانه ودرعین حال با ابهام میگویم: هرآنچه که شما واحتمالا"دیگران درمورد روزنامه وروزنامه نگاری آن دوران، وسانسور حاکم بر آنها گفته اید ومیگویند درست باشد وجای هیچ انکار نداشته باشد. شما وامثال شما باید به یک پرسش اصولی و به تعبیری تاریخی که شاکله وحرمت روزنامه نگاری ونویسندگی درمطبوعات برآن استوار است نیز پاسخ دهید که آیا امروز و طی سه دهه گذشته که جنابعالی درهمان روزنامه اطلاعات مشغول قلم زدن وانتشار خبربوده اید وهستید، تمامی خبرها وگزارشاتی که درصفحات این روزنامه نقش میبندد وصفحات آنرا سیاه میکند، مستقل بوده وشما وهمکارانتان دراین روزنامه بعنوان نویسنده و ادیتور وسردبیر وچه و چه، یا مدیربخشهای مربوطه،  مستقل وفارغ ازتیغ سانسور اسلامی و بدور از نظارت گزمه های مطبوعاتی ولایت مطلقه فقیه کارتان را ارائه کرده ومیکنید؟؟؟ شایداگر عمرتان کفاف دهد که امیدوارم چنین باشد، یک روزی نیزدربستر حکومتی متفاوت از آنچه که امروز هست حضور داشته باشید، و درمصاحبه ای دیگروبا خبرنگار دیگری بگفتگو بنشینید، فریاد برآورید که صد رحمت به آن دوران ولعنت بر این دوران. میخواهم بشما بگویم که درچنان اوضاع و احوالی  دیگرچیزی از حیثیت وشخصیت نویسندگی در شما باقی نخواهد ماند. ای کاش یاد بگیریم وبیاموزیم که اگر شهامت وشجاعت بیان تمامی حقایق را نداریم حداقل برای حفظ حرمت وکرامت انسانی خودمان هم که شده سکوت را بر بیهوده گفتن ترجیح دهیم.    

در روزنامه‌ها چه می‌گذشت؟ مطبوعات زیر نظر دولت اداره می‌شدند        (( مصاحبه با فارس))

خبرگزاری فارس: دبیر سرویس شهرستان‌های روزنامه‌ اطلاعات گفت: در زمان طاغوت مطبوعات زیر نظر خود دولت اداره می‌شدند و افراد درباری نیز در روزنامه‌ها فعالیت داشتند. حتی خود مسئولان روزنامه‌ها نیز وابسته به رژیم بودند.

مطبوعات زیر نظر دولت اداره می‌شدند

خبرگزاری فارس: دبیر سرویس شهرستان‌های روزنامه‌ اطلاعات گفت: در زمان طاغوت مطبوعات زیر نظر خود دولت اداره می‌شدند و افراد درباری نیز در روزنامه‌ها فعالیت داشتند. حتی خود مسئولان روزنامه‌ها نیز وابسته به رژیم بودند.

سیاووش میرزا آغاسی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس گفت: 40 سال است که در روزنامه اطلاعات فعالیت می‌کنم‌ در زمان طاغوت دستیار دبیر سرویس شهرستان‌ها بودم.                          
وی در مورد حال و هوای مطبوعات در زمان انقلاب اظهار داشت: قبل از انقلاب رژیم پهلوی گور خودش را با چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز علیه امام در 17 دی 56 در روزنامه اطلاعات کند، مطلبی به امضای رشیدی مطلق، این رشیدی مطلق همان همایون وزیر وقت اطلاعات بود که مطلب را به روزنامه اطلاعات داد و چاپ همین مقاله باعث شد که مردم قم علیه رژیم قیام کنند‌ و 40 روز بعد از آن ماجرای 29 بهمن 56 ‌در تبریز به ‌وقوع پیوست و هر 40 روز یک‌بار یک شهرستان چهلم شهدای شهرستان دیگر را می‌گرفتند، کنترل امنیت مملکت از دست نیروهای امنیتی خارج شده بود، پیامد چاپ همین مطلب نیز روزنامه‌ها جرأت پیدا کردند و اعلامیه‌های امام (ره) و اخبار قیام‌ها و حرکات انقلابی را منتشر می‌کردند.                         
میرزا آغاسی ادامه داد: در زمان طاغوت مطبوعات زیر نظر خود دولت اداره می‌شدند و افراد درباری نیز در روزنامه‌ها فعالیت داشتند حتی خود مسئولان روزنامه‌ها نیز وابسته به رژیم بودند مثل عباس مسعودی که سناتور شاه بود.                                                               
وی خاطرنشان کرد: در مطالبی که در آن زمان از اتفاقات انقلاب در روزنامه‌ها چاپ می‌شد از مردم به عنوان خرابکار نام برده می‌شد و سانسور در مطالب صورت می‌گرفت                                            .
میرزا آغاسی اضافه کرد: روزنامه‌ها هم‌زمان با سراسر کشور هم‌چون بازار، مدارس، آموزش و پرورش و غیره دست به یک اعتصاب 62 روزه زدند و منتشر نشدند.                                        
وی تصریح کرد: یعنی همان روز اولی که حکومت نظامی شد و یک سرهنگ نظامی به تحریریه روزنامه اطلاعات و کیهان آمد که این خبرها را باید چاپ کنید و یک‌سری خبرها را نباید چاپ کنید‌ روزنامه‌ها دست به اعتصاب زدند و بعد از 62 روز با توجه به فرمایشات امام (ره) در پاریس دوباره منتشر شدند.           
میرزا آغاسی اضافه کرد: در این 62 روز اعتصاب ما به روزنامه می‌آمدیم، دور هم می‌نشستیم و با همدیگر در مورد اخبار روز انقلاب بحث می‌کردیم تا اینکه روزنامه‌ها منتشر شدند، بعد از آن فضای روزنامه‌ها کاملاً ‌باز شد و در انتشار مطالب آزادی عمل داشتند و هر اتفاقی که می‌افتاد اعم از اعلامیه‌های امام (ره) که به صورت مقاله‌هایی علیه رژیم چاپ می‌شد تا ماجرای 12 بهمن که امام وارد کشور شدند در روزنامه‌ها انتشار یافت                                                                                                                          .
وی ادامه داد: من هیچ‌وقت روز تاریخی ورود امام (ره) در 12 بهمن به کشور را فراموش نمی‌کنم‌ آن موقع در تحریریه دور هم جمع شده‌ بودیم و ورود امام (ره) را که از طریق تلویزیون پخش می‌شد می‌دیدیم و از ذوق ورود امام (ره) به کشور در چشمان همه ما اشک حلقه زده بود.                            
میرزا آغاسی افزود: 22 بهمن من کشیک تحریریه بودم در آن روز تا ظهر حدود ساعت 2 پیروزی انقلاب اعلام نشده بود، اداره آگاهی و اداره شهربانی کل کشور نزدیک اداره ما بود و عده‌ای از مردم که با نیروهای این اداره‌ها درگیر شده بودند در کنار روزنامه سنگر‌ گرفته بودند و به همین علت نیروهای رژیم شاه به طرف روزنامه تیراندازی می‌کردند‌‌، چند تیر هم به روزنامه اصابت کرد و شیشه‌های روزنامه شکست.
وی گفت: مطالب روزنامه‌ها در زمان طاغوت اکثراً فرمایشی بود و به مدیر‌مسئول‌ها دیکته می‌شد که این مطلب را به این‌صورت چاپ کنید و طبق گفته آن‌ها تنظیم می‌شد.                                  
میرزا آغاسی ادامه داد: قبل از انقلاب هیچ‌وقت خبرها مردمی نبود و مشکلات مردم را به صورت فرمالیته منعکس می‌کردند در ظاهر قضیه یک شورای مشورتی در شهرهای بزرگ از ریش‌سفیدان و معتمدان‌ تشکیل داده بودند که راجع به مشکلات مردم می‌گفتند که مثلاً فلان شهر مدرسه ندارد و ما مطلب را در روزنامه چاپ می‌کردیم ولی همه این‌ها فرمالیته بود تا ما در ظاهر مشکلات را عنوان کنیم و به این وسیله اقداماتی را که رژیم انجام داده است بگوییم.                                        
وی اضافه کرد: قبل از 17 دی 56 فضای روزنامه‌ها کاملاً بسته بود و بعد از این تاریخ فضا باز شد، تا قبل از آن اکثر خبرها سانسور می‌شد انقلابیون را خلافکار معرفی می‌کردند و در اخبار می‌آمد این افرادی که علیه نظام قیام کرده‌اند مردم نیستند‌ بلکه‌ خرابکار‌ند و قصد اخلال در امنیت نظام را دارند.                   
میرزا آغاسی با اشاره به تیترهای تاریخی «شاه رفت» و «امام آمد» ، تصریح کرد: در این تیترها با دو کلمه، یک جمله کامل و گویا عنوان شده بود و این دو تیتر در تاریخ روزنامه‌نگاری کشور ماندگار خواهد بود.                     
وی تصریح کرد: یادش بخیر، خدا «غلامحسین صالح‌یار» سردبیر روزنامه را بیامرزد هر یک از این دو تیتر را از دو روز قبل آماده کرده بود و در کشوی میزش گذاشته بود وقتی که آن روز از جلسه شورای تیتر آمدیم به من گفت‌، دو تیتر برای مطالب روزنامه در مورد خروج شاه و ورود امام آماده کردم‌، مسئول قسمت فنی را نیز که رابط بین تحریریه و قسمت فنی بود در جریان گذاشت او هم تیترها را درشت نوشته و آماده کرده بود آن زمان تیترها را چاپ می‌کردند، می‌بریدند و حرف به حرف کنار هم می‌چسباندند، صفحه‌بندی دستی بود، این کار او را که با علاقه از دو روز قبل این تیترها را آماده کرده بود، هیچ‌وقت از یاد نمی‌برم             .

 


شنبه 20 بهمن ماه سال 1386

نظری بر یک خبر. اصلاح طلبان حق حیات ندارند ولی...!                   الف – بیقرار))

قابل توجه خانمها وآقایان اصلاح طلب. ببینید با چه بی شرمی حتی حق حیات شما حضرات را مشمول رافت نظام آدمکش اسلامی برمیشمرند. آنروزی که آقای سید محمد خاتمی وانبوه اصلاح طلبان باید حریف قدر قدرت وخونخوار وبیرحم خودرا خوب میشناختند، از این روانشناسی بسیار ساده عاجز ماندند و با علم براینکه دیدند یار و همراه نظریه پردازمطرحشان سعید حجاریان چه سان بیرحمانه مورد تهاجم مسلحانه سعید عسگرقرارگرفت ومعجزه وار ازآن سوء نه جان سالم، که جان تا آخرعمرناقص ونیمه سالم بدر برد، نتوانستند یا نخواستند که سره را از ناسره تشخیص دهند. نه از این موضوع گذشتند وبر آن چشم بستند، که از پیگیری مسئل مهمی چون قتلهای زنجیره ای، سرکوب بیرحمانه جنبش 18 تیر 78 وکشتار دانشجویان وسرکوب روزنامه نگاران وغیروصرفنظر نمودند ودم فروبستند. چنان سکوت واغماض تاریخی حالا باید هم چنین تبعات خرد کننده وویرانگری رادر پی داشته باشدو حالا باید هم از سوی مردکی چون محمد رضا باهنر، با شخصیتی جلنبرگونه این چنین مورد مرحمت تحقیرآمیز قراربگیرند. کجاست آن شخصیت وکرامت انسانی که بعضی آقایان از آن دم میزدند؟؟ محمد خاتمی سردمدار گفتگوی فرهنگها وتمدنها  درمورد این مزخرفات که میتوان آنرا گفتمان تمدنی یک حکومت تلقی وارزیابی نمود چه پاسخی دارد که بدهد؟؟ میگویند گله ای نام نویسی کردند، ما هم فله ای رد صلاحیت کردیم، حضرات خفه میشوند ودم برنمی آورند. با انواع واقسام تحقیر وسرزنش واتهام مواجه میشوند همانند کودکان یتیم وخیابانی درکنجی کز میکنند ومی ایستند تا هرتوهین وتحقیری نثارشان شود!  حضرات بجای اینکه درچنین شرایطی هم وغمشان را معطوف بسمت مردم بنمایند که رژیم مثل ... ازآن هراس دارد، بازهم با شخصیتی در هم شکسته ومحقربه بارگاه خمینی میروند وبه دریوزگی سید حسن خمینی پناه میبرند تا شاید اوبتواند وساطت نموده وچند نفری ازآقایان از سرند شورای نگهبان عبور نمایند، غافل ازاینکه آن جوانک حق ندارد که بدون فرمان ولایت مطلقه فقیه درهمان بارگاه پدر بزرگش پای بگذارد. آه خدای من کوچکی و کوچک بودن تا کجا؟؟؟ وتملق ودریوزگی تا کی؟؟

خانمها – آقایان اصلاح طلب اگر هنوز نفهمیده اید یا نمیتوانید دریابیدریا، یا دوران شیرین رانت خواری در مجلس این فرصت را بشما نمیدهد تا حقیقت را آنطورکه هست دریابید، باید بفهمید که زمان برای ظهورمجددشما دربستروگستره این حکومت اهریمنی به پایان رسیده، درواقع آن صبو شکسته، وآن پیمانه ریخته است وهرگزهم قابل جمع آوری نیست ونخواهد بود.

بیائید درواپسین لحظات حیات این دژیم خون وجنون، وخیانت وجنایت به مردم ایران گره بخورید تا یکصدا پاسخ افرادی چون محمد رضا باهنر، واین وآن را که کشوررا ارث پدری وناپدری و... خود میپندارند، بدهیم، ویک ملت گرفتار راازچنگال یک ظلم تاریخی وبی بدیل نجات دهیم. حق انتخابا باشماست.

حمله باهنر به اصلاح‌طلبان:

 زندگی برخی نمایندگان مجلس ششم به خاطر رأفت نظام است

روزنامه اعتماد - گروه سیاسی: نایب رئیس پرنفوذ مجلس هفتم بار دیگر و این بار بیش از گذشته مجلس ششم و اصلاح طلبان را مورد انتقاد قرار داد. دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه «پیام تشکیل جبهه متحد اصولگرایان را از انتخابات ریاست جمهوری نهم و شورای شهر سوم دریافت کردیم»، گفت؛ با توجه به آن تجربیات احساس کردیم به کار گسترده برای رسیدن به یک کلمه واحد برای همه اصولگرایان جهت حضور در انتخابات نیاز داریم.

به گزارش ایسنا محمدرضا باهنر طی سخنانی در دومین نشست کمیته مهندسین جبهه متحد اصولگرایی با بیان اینکه «بعد از حماسه دوم خرداد اتفاقات مهمی در کشور افتاد که اصولگرایان و ارزش گراها تصمیم گرفتند در رفتار و تفکر گذشته خود با تجدید نظر نوآوری داشته باشند»، ادامه داد؛ حماسه دوم خرداد متاسفانه توسط دو گروه مورد ظلم قرار گرفت؛ یکی گروهی که می خواستند دوم خرداد را به نام انقلاب جدیدی نامگذاری کنند و به قول خود آقای خاتمی برخی دوم خرداد را چماق کردند تا بر سر هر رقیبی بزنند. گروه دیگر کسانی بودند که دوم خرداد را هیچ شمردند.

وی در ادامه تصریح کرد؛ دوم خرداد یک زلزله پنج ریشتری بود که جلوی یک زلزله 9 ریشتری را گرفت؛ بنابراین باید با این حماسه تصمیم گیران و دوستداران و وفاداران واقعی به خط امام به نحوی در ادبیات و رفتار خود تجدید نظر می کردند. بعد از دوم خرداد تلاش هایی از سوی شخصیت های اصولگرا صورت گرفت و از انتخابات شوراهای دوم این روند تغییر کرد. در دور دوم انتخابات شورای شهر اصولگرایان توانستند بخش وسیعی از شوراهای اسلامی شهر و روستا را به دست آورند و پس از آن انتخابات مجلس هفتم و سپس انتخابات ریاست جمهوری بود.

باهنر تصریح کرد؛ اما در انتخابات ریاست جمهوری نهم و شوراهای سوم آن انتظاری که از اصولگرایان می رفت صورت نگرفت و متاسفانه یک وحدت کلی در میان آنها به وقوع نپیوست؛ بنابراین احساس کردیم اگر اکنون تصمیم دقیق و تدبیری نباشد خدای ناکرده ممکن است داستان بار دیگر عوض شود. بر همین اساس بود که برای مجلس هشتم چاره اندیشی و نتیجه آن منجر به تاسیس جبهه متحد اصولگرایان با حضور طیف وسیعی از آنها شد تا ستاد فرماندهی انتخابات مجلس هشتم را اصولگرایان به دست بگیرند. وی با اشاره به لیست 30 نفره جبهه متحد برای تهران گفت؛ در این لیست به طور کامل هیچ کدام از سه ضلع کاندیدای خود را ندارند اما یک جمع بندی میان سه ضلع بوده که از سوی مجموعه 6«5 به نتیجه رسیده است.

باهنر با بیان اینکه «به نظر می رسد افرادی توانسته اند در این لیست حضور داشته باشند که دارای توانمندی و تخصص بالایی بوده و مقبولیت زیادی هم دارند»، افزود؛ این جمع بندی نهایی جبهه متحد اصولگرایی قابل قبول است، البته آقای تقوی و آقای حسینیان عنوان کرده اند که نمی خواهند کاندیدا باشند و گفته می شود که آقای لاریجانی می خواهد خودش را به قم منتقل کند و در آنجا کاندیدا شود. اما امیدوارم ایشان بتواند نظر مراجع قم را جلب کند تا در همین تهران کاندیدا شود زیرا حضور ایشان برای لیست تهران بسیار تقویت کننده است. البته وقتی فردی اعتبارنامه نمایندگی اش به تصویب برسد، دیگر نماینده کل مردم ایران است و تنها نماینده یک شهر نخواهد بود. وی در مورد تایید صلاحیت های صورت گرفته از سوی شورای نگهبان و هیات های اجرایی گفت؛ احراز عدم صلاحیت با عدم احراز صلاحیت بسیار متفاوت است. برخی را شورای نگهبان صلاحیت شان را نمی تواند احراز کند به خاطر همین عنوان می کند که نتوانسته احراز صلاحیت آنها را به دست آورد اما اینکه برخی می گویند اصل بر برائت است و در قانون اساسی آورده شده که اصل را باید بر برائت گذاشت مگر اینکه جرم و مجازات کسی مشخص باشد، درست نیست. این اصل قانون اساسی برای آن است که مثلاً گفته شود همه مردم کشور دزد نیستند، مگر اینکه خلافش ثابت شود. اما اگر کسی بخواهد نماینده مردم شود، نمی توان چنین اصلی را برای او در نظر گرفت. حتی برای استخدام یک نفر در بانک نیز باید صلاحیتش برای کارمند بانک شدن احراز شود، همان طور که وقتی می خواهند امام جماعت انتخاب کنند احراز صلاحیت نسبت به آن فرد صورت می گیرد.

وی افزود؛ چطور امکان دارد برای کسی که می خواهد معلم یا استخدام یک اداره بشود، باید احراز صلاحیت در موردش صورت گیرد تا مشخص شود که آیا صلاحیت معلم شدن یا کارمند بانک شدن را دارد یا خیر؟ اما برای نمایندگی مجلس اصل را بر برائت گذاشت، مگر اینکه جرم کسی محرز باشد. البته بحث ردصلاحیت ها یا عدم احراز صلاحیت نباید خدای ناکرده با گرایش های سیاسی خلط شود. همان طور که ما در مجلس خبردار شدیم حدود 28 نفر از نماینده ها از سوی هیات اجرایی تایید نشدند و پس از آن نیز این تعداد به 30 الی 40 نفر در شورای نگهبان رسید؛ بنابراین ما بدون توجه به فراکسیون ها و رقبا در مجلس درباره همه کسانی که ردصلاحیت شده اند با شورای نگهبان رایزنی انجام دادیم.

وی با اشاره به دیگر ردصلاحیت های صورت گرفته ابراز عقیده کرد؛ در مجلس ششم برخی از افراد بودند که از درون مجلس چراغ های راهنمایی را به بیگانگان نشان می دادند و دشمن را هدایت و عنوان می کردند که اگر این گونه به جمهوری اسلامی فشار بیاوریم زودتر می توانیم آن را تصرف کنیم. بنابراین معلوم است که این افراد صلاحیت ندارند که مجدداً وارد مجلس شوند و {{اکنون هم که در حال زندگی کردن هستند به دلیل رأفت نظام جمهوری اسلامی است}}. همچنین عده یی به یکباره بحث خروج از حاکمیت را عنوان کردند و با این کار می خواستند اعتصاب حکومتی کنند. این کار به نفع چه کسی تمام می شد؟

کسی که در مرکز حساس کشور حضور دارد و بحث خروج از حاکمیت را شعار می دهد، نشان می دهد که برای نظام خودی محسوب نمی شود و باید تکلیف شان مشخص شود. همچنین 50 الی 60 نفر به یکباره می خواستند از نمایندگی مجلس استعفا بدهند، این در حالی است که مجلس زمانی رسمیت دارد که 194 نفر در آن حضور داشته باشند و اگر 193 نفر حضور داشته باشند هیچ کاری نمی توان در مجلس کرد و هیچ مصوبه یی نمی توان تصویب کرد، بنابراین استعفای دسته جمعی 60 نفر از نمایندگان مجلس را از اعتبار می اندازد. این در حالی است که در زمانی که منافقان در مجلس بمب گذاشتند و عده یی شهید شدند وقتی قرار بود جلسه رسمی مجلس تشکیل شود، تعدادی از نمایندگانی که به شدت مجروح بودند با برانکارد به مجلس آورده شدند تا رسمیت پیدا کند.

 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
عناوین آخرین یادداشت ها




خوش آمدید
بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 149174